خرید بک لینک
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:

<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

برچسب: نویسنده: زهرا عباسیان تاريخ: جمعه 30 تير 1402 ساعت: 13:25

جدیدا مد شده آدما از هر کسی که افسردگی داره دوری می کنن که مبادا انرژی منفی اون وارد زندگیشون بشه اما کسی به اید فکر نمیکنه که آدم افسرده ای که هیچ انرژی نداره نیاز داره به یک کسی که همراه باشه و کمکش کنه از این چالش بیرون بیاد... اما... اما ... شاید آدما حق دارن، اونا حال خوب خودشون تو اولویت هست... نمیدونم کدومه درسته مثل این میمونه که یکی پاش شکسته و نیاز به کمک داره ولی بقیه ازش فاصله میگیرن و کمکی بهش نمیکنن! ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: زهرا عباسیان تاريخ: جمعه 30 تير 1402 ساعت: 13:25

نا امید سدن از بهترین آدم زندگیت خیلی سخته...

این زندگی پر از بغض خیلی سخته... دیگه طاقتم طاق شدن...

بخدا که دیگه نمیتونم

برچسب: نویسنده: زهرا عباسیان تاريخ: جمعه 30 تير 1402 ساعت: 13:25

شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:

<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

برچسب: نویسنده: زهرا عباسیان تاريخ: پنجشنبه 28 ارديبهشت 1402 ساعت: 20:27

یه ذره استقلال، خلوت و تنهایی که داشتم چی بود اونم ازم گرفتی... دیگه هیچ جایی نیست بتونم دو دقه با خودم خلوت کنم و حالم خوب باشه! دیگه حتی تنهایی پیاده روی  نمیتونم برم... دیگه هیچ جای دنجی برام وجود نداره هیچ جا... گیر کردم داخل اون دسته از شلوغی هایی که تنهاییامو پر نمیکنه در عین حال تمهامم نمیذاره که بتونم با خودم آروم بگیرم!

برچسب: نویسنده: زهرا عباسیان تاريخ: جمعه 8 ارديبهشت 1402 ساعت: 13:41

اینجای تاریخ که ایستادیم زندگی کردن خیلی سخته نه توان تحمل هست و نه امید رهایی! انگاز هیچ چارهای وجود نداره و منم بیچاره ترین آدم عالمم

زندگی که هیچ حتی نفس کشیدن هم برام سخته دقیقا همه ی چیزهایی که ازشون فراری هستم داره سرم میاد و من ترسیده و تنها یه گوشه به تماشا ایستادم!

برچسب: نویسنده: زهرا عباسیان تاريخ: يکشنبه 3 ارديبهشت 1402 ساعت: 2:47

کاشکی دوستم داشتی، کاشکی گاهی از اون بارگاه کبریاییت پایین می اومدی و این بی پناه رو که جز تو کسی نداره رو بغل می گرفتی... نشون میدادی هستی، دوستم داری، می دیدی کهچقدر بریدم و چقدر این غم برام سنگینه....

برچسب: نویسنده: زهرا عباسیان تاريخ: چهارشنبه 24 اسفند 1401 ساعت: 15:40

یه سوئیت 30 متری جنوب شهر اجاره کردیم که یه انباری کوچیک تو پارکینگ داره، دیشب دزد اومده و از بین همه انباریها فقط انباری ما که تنها مستاجر ساختمون هستیم رو برده از قضا ما هم چون جامون کمه کلا مواد غذایی از قبیل برنج و حبوبات رو انبار میزاریم به علاوه مواد شوینده و اینا خلاصه که همه رو دزد برد:) جذاب تر اینکه همسایه پولدارمون که داخل انبارش موتور و دوچرخه گرون قیمت داشت و کلا در انباریش هم باز بود اتفاقی براشون نیفتاده فقط برای ما رو بردن:))))) ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: زهرا عباسیان تاريخ: دوشنبه 15 اسفند 1401 ساعت: 13:03

شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:

<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

برچسب: نویسنده: زهرا عباسیان تاريخ: جمعه 12 اسفند 1401 ساعت: 21:44

تو دلمون بزار که شیرینیش این تلخی زندگی رو کمتر کنه برامون!

حداقل نمیمیرم تموم شه این زندگی! آدمی که هیچ امید و انگیزه ای نداره، آدمی که پر از حسای منفیه، پر از خشم و نا امیدیه پر از درده چطور میتونه این زندگی رو دوام بیاره!

برچسب: نویسنده: زهرا عباسیان تاريخ: جمعه 12 اسفند 1401 ساعت: 21:44

شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:

<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

برچسب: نویسنده: زهرا عباسیان تاريخ: سه شنبه 2 اسفند 1401 ساعت: 15:18

شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:

<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

برچسب: نویسنده: زهرا عباسیان تاريخ: سه شنبه 2 اسفند 1401 ساعت: 15:18

جمله مزخرفی که با تمسخر مجبورم میکردند بگم که بهم بخندن... بچه که بودم نمیتونستم (س ص ث) رو تلفظ کنم  و به جای هر حرفی که صدای س میداد خ می گفتم، زبونم نمیچرخید! شاید نیاز به گفتار درمانی یا هر کوفت دیگه ای داشتم ولی اتفاقی که می افتاد نصیحت اطرافیان و تمسخر یه عده دیگه بود... نصیحت که چرا نمیتونی درست تلفظ کنی راحته که ببین س و من هر چی تلاش میکردم میشد خ... یه جمله تکراری دستآویز بود که صابون رو گذاشتم تو ساک که من بگم و اطرافیان بخندن و خوش باشن! بزرگ و کوچیک هم نداشت دستمایهی همه بود... تا اینکه یه مدت کلا حرف نزدم حرفم که میزدم سعی میکردم هر کلمه ای که اون حرف منفور رو داشت اصلا استفاده نکنم و تو خودم دائما تکرار میکردم که بتونم س رو درست تلفظ کنم و کلا حرف زدنم دچار مشکل شده بود و نمیتونستم حرف بزنم یه مدت ولی بالاخره من موفق شدم بگم س و اطرافیانم نظرشون این بود که دیدی تمسخر ما و نصیحتامون جواب داد و تونست بگه س!!!!ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: زهرا عباسیان تاريخ: سه شنبه 2 اسفند 1401 ساعت: 15:18

میشه تو شب آرزوها آرزو کنم و برآورده شه؟!

میشه من بمیرم و راحت شم؟؟؟؟

دلم مبخواد بمیرم، خیلی خسته ام خیلی

برچسب: نویسنده: زهرا عباسیان تاريخ: جمعه 14 بهمن 1401 ساعت: 0:12

شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:

<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

برچسب: نویسنده: زهرا عباسیان تاريخ: جمعه 14 بهمن 1401 ساعت: 0:12

صفحه بندی